قهرمان ميرزا عين السلطنه

7022

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شب آخر رمضان است ، به حمد اللّه موفق به گرفتن روزه شدم . خداوند ما و همه رفتگان را بيامرزد به كرم و عزت خودش . دوشنبه سلخ رمضان - مسجد سپهسالار وداع رفتم . ميرزا عبد اللّه روضه خواند ، قرآن سر گرفتند ، ختم گرفتند . جمعيت بىنهايت بود . مردهء زن ميرزا عبد اللّه گويا از مردها زيادتر باشد . از تمام نقاط شهر جمع مىشوند . عكس تازهء مؤلف عكاس مفلوك روسى عكس مرا بسيار خوب « آگرانديزمان » « 1 » كرد . دو تا داد به چهار تومان قيمت . چند قطعه هم كوچك گرفتم . يكى امريكا براى مهذب الدوله فرستادم ، باقى را دخترها بردند . يكى در اين كتاب گذاشته شد . يك دانه هم مال شيراز خودم را گذاشتم . اگر از عكسهاى اوايل سنم باقى باشد يكى هم از آن مىگذارم تا درست تغييراتى كه حاصل شده معلوم باشد . باز تلگراف جمهورى « ستارهء ايران » امروز باز ستون « ضجهء ملت از آل قاجار » را داشت . تلگراف تنكابون « 2 » بود با ملاير كه در تلگرافخانه متحصن هستيم ، چرا تكليف ما را معلوم نمىكنيد ، چه و چه ، از همان عبارات كپيه . در خاتمه نوشته بود مىگويند جمهورى را بايد مردم به ميل خود بخواهند ، اگر مال مرا نايب حسين كاشى ببرد بايد آنقدر صبر كنم تا خودش بياورد بدهد . شعر ملك الشعرا اشعارى شنيده‌ام ملك الشعرا گفته قريب سيصد شعر ، از به دو اين فضايح تا ختم آن . نيز اشعارى براى صبا و خانمش بدر الملوك گفته . هيچ‌يك را نديده‌ام . مسئلهء اجتماع زنها در سنگلج به سكوت گذشت . هيچ طرف تعقيب نكردند . محبوسين هم معلوم نشد حقيقت دارد يا ندارد . بهتر هم همين بود كه به سكوت بگذرد .

--> ( 1 ) - ( - اگرانديسمان ) . ( 2 ) - تنكابون تلگرافخانه هم ندارد ( يادداشت بعدى از نويسنده ) .